((به دنیای علوم قرآنی خوش آمدید.((ایمان حسین نژاد معجزات علمی قرآن
معجزات علمی قرآن
دنیا ی علوم قرآن
زیست در قرآن
نمی دونم چرا این قدر به زیست شناسی علاقه دارم...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ساعت 17:0 |

ادبیات در قرآن
و این بار ادبیات در قرآن...
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 ساعت 16:48 |

علوم طبیعی در قرآن
اهمیت علوم طبیعی در قرآن ....
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 ساعت 9:30 |

اسرار پرواز در قرآن
اسرار قرآن در مورد پرواز که در 1400 سال پیش اشاره کرد...


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 ساعت 9:21 |

عدالت درقرآن
برای خواندن مطالب اجتماعی در قرآن به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در چهارشنبه بیست و هشتم مهر 1389 ساعت 9:25 |

و این بار شیمی در قرآن
برای مطالعه ی شیمی در قرآن به ادامه مطلب مراجعه کنید....


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ساعت 9:28 |

باز هم زیست شناسی
باز بوی زیست شناسی به مشام می رسد....
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389 ساعت 19:23 |

معجزه علمی قرآن در مورد جو زمين و آسمان ها، کرسی و عرش خداوند
معجزه علمی قرآن در مورد جو زمين و آسمان ها، کرسی و عرش خداوند
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388 ساعت 9:22 |

عکس ها

  عکس ها ی قرآنی(در قرآن از این سحابی ها به ستاره ی کوبنده نام شبرده شده.)



ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 19:56 |

                                                به نام خدا

 

 

 

 در تورات آمده است که خداوند زمین و آسمانها را در شش روز آفرید و در روز هفتم به استراحت پرداخت، این موضوع در قرآن محمد نیز عینا تکرار شده که نمونه های آن در آیه 3 سوره یونس، آیه 54 سوره اعراف و آیه 7 سوره هود دیده می شود که خدای محمد آسمانها و زمین را در شش روز آفریده است. در رابطه با این موضوع آقای علی دشتی در کتاب "23 سال" به نکته ی جالبی اشاره کرده که هم اکنون برای شما بازگو می کنم:
"پیش از پیدایش آسمانها و زمین طبعا خورشیدی وجود نداشت تا از طلوع و غروب آن روز و شبی پدید آید و بشر است که آن را برای خود معیار زمان قرار داده است. آیا خداوند هم برای نشان دادن مدت زمان آفرینش محتاج این معیار بوده است؟ آیا شش روزی که برای آفرینش جهان مصرف شده روزهای کره زمین است یا مثلا روزهای سیاره نپتون؟ علت حدوث روز و شب، طلوع و غروب آفتاب است بر کره زمین. اگر فرض کنیم که خداوند هنوز آنها را نیافریده است، چگونه روز و شب حادث می شود؟ آیا در ذهن موسی ممکن است معلول قبل از علت وجود داشته باشد؟"
از نظر من دو نکته دیگر در رابطه با این موضوع جا مانده که به آنها اشاره می کنم:
اگر خداوند کامل است و نقص به او راه ندارد، اساسا چرا وابسته به زمان شده است!؟ یعنی اینکه چرا مدت فعالیت او 6 روز طول کشیده است؟ و این نمی تواند کمال خداوندی را برساند. خدای موسی و محمد می توانست بگوید من آسمانها و زمین را در یک لحظه خلق کردم تا وابسته به زمان نباشد! یا می توانست بگوید خلق آسمانها و زمین خارج از تصور انسانهاست و این موضوع به انسانها هیچ ارتباطی ندارد! به راحتی پیداست خلق آسمانها و زمین برای انسانها کار بسیار دشواری به نظر می آید و موسی برای اینکه بزرگی خدا را به رخ قوم خود بکشد از معیار زمان استفاده کرده و خدای خود را به زمان وابسته نموده تا مردم را متوجه بزرگی خدا کند و محمد هم طبق معمول همیشه، از دین موسی کپی برداری کرده و با کمی اضافات به خورد مسلمانان داده است.
سوال دیگر این است که خداوند قبل از خلق آسمانها و زمین به چه کاری مشغول بوده است؟ آیا با فرشته ها عشق بازی می کرده!؟ چرا ناگهان فکر پیدایش آسمانها و زمین به ذهنش خطور کرده است؟
از مطالب گفته شده کاملا پیداست که خدای امروزی کاملا ساخت ذهن بشری است! چون صفات و نیازهای خودش را به او نسبت می دهد. در جای دیگر از کتاب "23 سال" اشاره شده که طبق آیه 38 سوره ق، خداوند آسمانها و زمین را و آنچه در میان آنهاست در شش روز آفریده و خستگی هم به او راه نیافته است. به گفته علی دشتی اولا خستگی از صفات سلبیه است و خداوند چرا باید خسته شود؟ این کلمه نباید از زبان خدا جاری می شد، یعنی ممکن است خدای محمد در جایی دیگر خسته هم شود؟
به نظرم می آید خداوند روزی که دیگر از بازی با انسانها خسته شد، قیامت را آغاز خواهد کرد و مردم را محاکمه می کند و به بهشت و جهنم می فرستد، سپس اعلام بازنشستگی می کند و می تواند با خیال راحت رفع خستگی نماید!
چون موسی در تورات گفته است که خداوند در روز هفتم به استراحت پرداخت، محمد می خواهد بگوید که خدای من خستگی ناپذیر است و در روز هفتم هم خستگی بدو راه نیافت! کاملا پیداست که محمد با کمال پر رویی از نوشته های استادش، موسی کپی برداری می کند و بعد در یک رقابت احمقانه سعی می کند به استادش دهن کجی نماید!
یک موضوع جالب دیگر که در کتاب "23 سال" اشاره شده این است که خداوند طبق آیه 9 از سوره فصلت زمین را در 2 روز آفریده و طبق آیه 10 همین سوره طی 4 روز کوهها را استوار کرده و برکتهای خود را برای زندگی جاندران فراهم نموده است و طبق آیه 12 همین سوره 2 روز هم به ساختن هفت آسمان مشعول بوده است و با جمع این اعداد به عدد 8 می رسیم که با آیه های دیگر قرآن کاملا در تضاد است!
موضوعاتی از این دست در ادیان مختلف فراوان یافت می شود، که نه با منطق انسانی سازگاری دارد نه از نظر علمی قابل بررسی است مانند موضوع پیدایش انسان، خلق هستی، آخرالزمان، ظهور ... منجی و

نماد کاربر


انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند، حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد؟، داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند.
اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰سال پیش نازل شده است.
خداوند در قرآن فرموده اند:
یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد.
خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.
این مشخصات عبارتند از:
1-آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.
2-آن ها پنهان هستند.
3-آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.
اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.
خداوند در قرآن فرموده اند:
{ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ}[التکویر:15-19]
به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل).
به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.
خداوند در قرآن می فرمایند:
{وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ}[القصص:88]
با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید.


در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.
●انواع سیاه چاله ها کدامند؟
دانشمندان سه نوع سیاه چاله را کشف کرده اند:کوچک، متوسط و بزرگ.
1-نوع کوچک یا کم جرم یا نوع اختری یا کهکشانی
این نوع از سیاه چاله ها از ستارگانی تشکیل می شوندکه جرمشان ۱۰۰برابر جرم خورشید ما است.
وقتی که انرژی چنین ستاره ای تمام می شود، پوسته خارجی خود را پرتاب می کند و هسته خود را که هنوز ۱۵برابر خوررشید ما است را نگه می دارد.
دانشمندان عقیده دارند که کهکشان راه شیری ما دارای ده ها هزار از این سیاه چاله ها است بنابراین به آن سیاه چاله کهکشانی می گویند.
2-سیاه چاله های متوسط.
3-سیاه چاله های بسیار سنگین.
در مرکز کهکشان ها قرار دارند. بعضی از دانشمندان عقیده دارند که بیشتر کهکشان ها که کهکشان ما هم جزوی از آن است، دارای سیاه چاله ای در مرکز خود است.
در ستارگان سنگین دو فرایند مهم پیوسته رخ می دهد. یکی جوش هسته ای است( که هیدروژن را از مرکز ستاره به بیرون می فرستد و دیگری جاذبه (که تمامی هیدروژن را به طرفی که آمده بود می کشد). این دو روند یکدیگر را خنثی می کنند تا اینکه هیدروژن ستاره سوخته شود و در این موقع جاذبه غلبه می کند.
وقتی که جاذبه غلبه کرد، ستاره ناپایدار می شود و منفجر می گردد. وقتی که شروع به منفجر شدن کرد، ‌دیگر متوقف نمی شود و ستاره ( و در نهایت اتم هایش) به داخل خود فرو می ریزند و منجر به تشکیل سیاه چاله می شود.( Hewitt ۱۸۶).


این تصویر که به کمک اشعه ایکس گرفته شده است نشان دهنده سیاهچاله ای است که در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.
سیاهچاله بسیار سنگین سیاهچاله ای است که جرم آن بین ۱۰۵تا ۱۰۱۰برابر جرم خورشید است. امروزه این عقیده وجود دارد که اگر همه کهکشان ها سیاهچاله ای از این نوع نداشته باشند، تعداد زیادی از آن ها که کهکشان راه شیری نیز جزئی از آن است، در مرکز خود چنین سیاه چاله ای را دارند. این سیاه چاله ها دارای خصوصیات عجیبی هستند که آن ها را از همنوعان خود متمایز می کند.


●چرا سیاهچاله ها سیاه می باشند؟
یک موشک برای آنکه سطح زمین را ترک کند باید سریعتر از ۲۵۰۰۰ مایل در ساعت ( ۷مایل در ثانیه) حرکت کند. به این سرعت، سرعت فرار از زمین می گویند. اگر راکت سرعتی کم تر از این مقدار داشته باشد، توسط جاذبه به زمین بر می گردد. سرعت فرار از یک سیاه چاله بیش از ۱۸۶۰۰۰مایل در ساعت است پس اگر بخواهیم از آن فرار کنیم، باید سرعتی بیش از این مقدار داشته باشیم. سرعت نور ۱۸۶۰۰۰مایل در ساعت است بنابراین نمی تواند از سیاهچاله ها فرار کند پس این سیاهچاله ها به رنگ سیاه هستند.(به عبارت بهتردیده نمی شوند. مترجم)
ستاره شناسان به کمک اشعه ایکس و تلسکوپ های رادیویی توانسته اند سیاه چاله قدیمی را که در اطراف کهکشان راه شیری است کشف کنند. این سیاه چاله که دارای مسیری نامتقارن است در حال بلعیدن ستاره ای می باشد.
اعتقاد بر این است که این سیاه چاله باقی مانده یک ستاره بسیار بزرگ است که میلیاردها سال پیش زندگی می کرده و از خانه خود به بیرون پرتاب شده و سرگردان در حال حرکت می باشد.
بسیاری از ستارگان منظومه شمسی ما در یک صفحه نازکی به نام صفحه کهکشانی هستند. اگرچه خوشه های گردی نیز وجود دارند که هرکدام دارای صدها هزار ستاره قدیمی هستند و به دور مرکز کهکشان در حرکت می باشند و در مسیری می باشند که از صفحه کهکشانی به دور می باشند.
بنابراین زمانی که یک ستاره تمام سوختش به مصرف رسید در خود فرو می ریزد و در نهایت به سیاه چاله ای تبدیل می شود که دارای چگالی بی نهایت و حجم بسیار ناچیز است و میدان مغناطیسی بسیار قوی دارد.
خداوند در قرآن به این حقیقت مرگ ستارگان( که به خاطر پایان سوختشان است اشاره می کنند) در آن جا که می گویند:
{ وَإِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ}
آنگه که ستارگان به سیاهی می گرایند.
●آیا تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل می شوند؟
تمامی ستارگان به سیاه چاله تبدیل نمی شوند. ستاره ای که جرمش کم تر از ۱.۴بار بزرگتر از خورشید باشد، به کوتوله سفید تبدیل می شود. ستاره ای که ۱.۴ تا ۳برابر خورشید جرم داشته باشد تبدیل به ستاره نوترونی می شود. تنها ستارگانی که جرمشان بیش از ۳برابر خورشید باشد به سیاهچاله تبدیل می شوند.
سیاه چاله ها آن قدر جرمشان زیاد است که نور نمی تواند از آن ها عبور کند و چون چیزی سریع تر از نور نمی تواند حرکت کند، هیچ چیز از سیاهچاله نمی تواند بیرون بیاید.
خداوند به این موارد قسم یاد می کنند تا تائید کنند که قرآن از طرف پروردگار نازل شده است. به آیات ۱۵تا ۱۹سوره تکویر که در بالا آمده است نگاهی دوباره بیاندازید.
این نوع تاکید که در این آیات به کار رفته است و خداوند با قسم از آن ها یاد کرده، به خاطر اهمیت سیاهچاله ها است که در واقع ستارگان مرده در حال حرکتی می باشند و نوری از خود تولید نمی کنند و هرچه سرراهشان باشد می بلعند. قرآن مجید از آن ها به "پاک کنندگان" یاد می کند که در تطابق کامل با عملکرد آن ها از لحاظ علمی است.
دانشمندی غیر مسلمان که نام سیاهچاله را برای این پدیده گذاشته است، بسیار مناسب این نام را انتخاب کرده است. اگرچه او هرگز قرآن نخوانده است ولی همان نامی را بر آن ها نهاده که قرآن با آن نام آن ها را خوانده است. این نشان دهنده آن است که قرآن تا چه حدی به حقایق علمی که امروزه کشف می شود نزدیک است. این دانشمند این چنین تاین پدیده را تعریف کرده " آنچنان نیروی جاذبه ای دارند که مانند یک جاروبرقی نامرئی کیهانی هستند و آن چنان مواد اطراف خود را جذب می کنند که حتی نور نیز نمی تواند ازآن بیرون بیاید".
کلمه قرآنی خُنَّسِ در آیه ۱۵سوره تکویر را در عربی می توان به جاروبرقی ترجمه کرد.
زمانی که سیاه چاله ها از لحاظ علمی تعریف شدند، دقت قرآن مجید در تعریف آن ها تنها در سه کلمه بیشتر مشخص می شود.
قرآن سیاه چاله ها را با خصوصیات زیر تعریف می کند:
1-آن ها در حال حرکت می باشند. (همان گونه که علم می گوید.)
2-آن ها وقتی شناسایی شدند، دارای حجاب می باشند. همان طور که علم می گوید نور نیز نمی تواند از آن ها عبور کند.
3-آن ها همه چيز را مى بلعند.


عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ)
معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!

عمر دنيا و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) - سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!
نسبت عمر دنيا به عمر زمين:
سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:
"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"
سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:
"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"
امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.
اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).
اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!
عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.
جواب 3 بدست مي آيد.
اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!
سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني:
سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:
"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"
در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.
نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).
باور نداريد؟ گوش كنيد!
قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).
كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!
بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:
سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:
"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"
سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:
"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"
سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:
"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!
با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).و اين سخن حقيقت است!



|+| نوشته شده توسط ایمان حسین نژاد در جمعه نهم مرداد 1388 ساعت 17:33 |

خدمات وبلاگ نويسان